هنوز هم هر از گاهی هوس میکنم نصف شب که از خواب بیدار میشهروی دستام بخوابونمشبا انحنایی که به تنش میدم توی پهنای بدنم جا میگیرهاما پاهاش میزنه بیرون باید یه جوری تکونش بدم که به در و دیوار نخورن.
مبارک باشه. اما کاش اسمشو یک چیز دیگه میذاشتی که به تو شبیه تر باشه
پس دیگه به من نگو چرا بعد دو سال اومدم مثل سه ماهگیش میخوابونمش...آخ چه کیفی داشت، شمال، بغل من خوابید، همین جوری که الان تو توصیف کردی!
@ siamakکچا آمده که اسم وبلاگ باید مطابق با شخصیت نویسنده باشد؟
جایی نیومده، اما وبلاگ سمیرا حرفاشه، پس اون رو یاد ما میندازه، نه کوکب خانم محله رو !خوبه من وبلاگ راه بندازم اسمش رو بذارم قاچاقچی مکّار!؟
مبارک باشه. اما کاش اسمشو یک چیز دیگه میذاشتی که به تو شبیه تر باشه
ReplyDeleteپس دیگه به من نگو چرا بعد دو سال اومدم مثل سه ماهگیش میخوابونمش...
ReplyDeleteآخ چه کیفی داشت، شمال، بغل من خوابید، همین جوری که الان تو توصیف کردی!
@ siamak
ReplyDeleteکچا آمده که اسم وبلاگ باید مطابق با شخصیت نویسنده باشد؟
جایی نیومده، اما وبلاگ سمیرا حرفاشه، پس اون رو یاد ما میندازه، نه کوکب خانم محله رو !
ReplyDeleteخوبه من وبلاگ راه بندازم اسمش رو بذارم قاچاقچی مکّار!؟