Monday, October 11, 2010

ماشاالله

هنوز هم هر از گاهی هوس میکنم نصف شب که از خواب بیدار میشه
روی دستام بخوابونمش
با انحنایی که به تنش میدم توی پهنای بدنم جا میگیره
اما پاهاش میزنه بیرون
باید یه جوری تکونش بدم که به در و دیوار نخورن.

4 comments:

  1. مبارک باشه. اما کاش اسمشو یک چیز دیگه میذاشتی که به تو شبیه تر باشه

    ReplyDelete
  2. پس دیگه به من نگو چرا بعد دو سال اومدم مثل سه ماهگیش میخوابونمش...
    آخ چه کیفی‌ داشت، شمال، بغل من خوابید، همین جوری که الان تو توصیف کردی!

    ReplyDelete
  3. @ siamak
    کچا آمده که اسم وبلاگ باید مطابق با شخصیت نویسنده باشد؟

    ReplyDelete
  4. جایی‌ نیومده، اما وبلاگ سمیرا حرفاشه، پس اون رو یاد ما میندازه، نه کوکب خانم محله رو !
    خوبه من وبلاگ راه بندازم اسمش رو بذارم قاچاقچی مکّار!؟

    ReplyDelete