فرقی نداره چه مهدکودکی باشه؛ از خیابونهای شلوغ و دود گرفته و بی قواره که وارد فضای مهد میشین
روح خراشیده تون آرام میگیره و به شوق میاد.
اما چند روزی که به اونجا رفت و آمد کنین، چشمتون که به فضا عادت کرد،
کم کم کهولت ساختمان و ایرادهای بنیادین مکان رو در میابین.
هر چی هم شرشره و بادکنک برای آراستن فضا استفاده کنن، رنگ قهوه ای سوخته سنگ توالت که مثل زن تناردیه دست به کمر ایستاده و منتظره که چیزت رو -اون هم نه یه چیز آبکی بلکه محصولت اصلیت رو ارائه بدی، تغییر نمیکنه.
کاشیهای ترک خرده، شیشه هایی که غبار زمان اونها رو تار کرده، عدم نورپردازی مناسب و صداهای خسته ساختمان مثل صدای هواکش، غژ غژ درها و جریان آب در لوله ها.
همه اینها من رو بر آن داشت که در انتخابم تردید کنم. نتیجه این که من و کیارش رشته جستجوهای شهری رو از سر گرفتیم.
و گشتیم و گشتیم تا این بار مهدکودک ایده آل رو واقعا پیدا کردیم. ساختمان جوان وسیعی که از هر امکانی برای تزیین و زیباسازی فضا و نوازش روح انسانی بهره برده بود.
خوشحال و سرمست از اینکه باز هم ثابت کرده بودم مامان پیگیر و دقیقی هستم وارد مهد شدم.
به جای دو تا اتاق یه زیرزمین کامل رو به بچه های 2تا3 و 3تا4 سال اختصاص داده بودن، فضای بازی زمستانه داشت ، آب سردکن مجلل، چندین سیستم صوتی تصویری و مربیهای خوش بر و رو وتپل مپل با اونیفرم قرمز جیغ.
از شادی بال درآورده بودم و داشتم حتی از فضای کاینات خارج میشدم که چشمم به اتومبیلهای درخشان و سر و وضع چشم نواز والدین بچه ها چرخید و تالاپی روی زمین واقعیت افتادم. تصویر کیارش رو میدیدم که پا به زمین می کوبه و برای صبحانه از من تقاضای خاویار میکنه و میخواد کلاس غواصی و گلف ثبت نامش کنم و کرور کرور پول رو بریزیم توی شکم برنامه های جینگیل مستون مهدکودک که تبلیغاتش رو دور تا دور حیاط میدیدم و هدف همشون تولید انبوه موسیقیدانان با ذوق و نقاشان زبده و ورزشکاران دلاور و در عین حال متخصص آی تی در اونجا بود.
نه آقا ما نیستیم.
میخوام کره عسل صبحانه اعیونی براش به حساب بیاد، بدونه به جز آناناس و نارگیل، گوجه فرنگی و هویج خام هم برای بدن لازمن هم خوشزه. میخوام موسیقی رو -اگر استعدادش رو داره- در موسساتی که برای این هدف تعریف شدن آموزش ببینه و یاد بگیره که به همکلاسیهایی که خانواده هاشون استطاعت مالی استفاده از این جور امکانات رو ندارن چیزی از برنامه های خودش بروز نده که غصشون نشه.
اینا رو گفتم اما یه وقت هم دیدین سال دیگه بردم همون جا ثبت نام کردم. آدم که از فرداش خبر نداره.