Monday, October 11, 2010

مامان

مامان یه موجود گرم و نرم و دوست داشتنیه حتی اگر مال خود آدم نباشه.
امروز توی مهدکوک من 4تا بچه داشتم.
سه تا جوجه به جز کیارش دنبالم راه افتاده بودن و مامان مامان میکردن.
اول نفهمیدم ماجرا چیه،
گویا اینا دیدین یه مامان توی جمعشون دلشون خواسته.
الهی این بچه ها!

1 comment:

  1. آخی، چه عزیز بودن. یه وقتی یه شاگرد کوچکولو داشتم که مامانشو میاورد تو کلاس! مامانه مدادهای همه بچه ها رو می تراشید، نقاشی هاشونو میدید و بهشون آفرین میگفت، و کمکشون میکرد آستین لباس زیری رو با 4 تا انگشتشون بگیرن و دستشونو بکنن تو آستین کاپشن. عوالمی بود.

    ReplyDelete